فتیان

«جوانمرد»

فتیان

«جوانمرد»

Check Google Page Rank
فتیان

این خط آخر ندارد
بنویس شهید و بعد برو سر سطر
همانجا که نخل هایش بدون سر
نماز می گزارد و بیدهای
مجنونش به سمت شرجی افق
در اهتزازند
از این سطر به آن سطر
از این خط به آن خط
از این خاک ریز به آن خاکریز
حالا دیگه این همه شهید را
کلمه ها تشییع می کنند
اصلاً این خط آخر ندارد
بدون معطلی به جای نقطه
اشک هایت را بگذار و برو

لگوی دوستان
*
قهرمان من
طبقه بندی موضوعی

شهیدی که خستگی را خسته کرده بود

يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۱، ۱۲:۵۳ ق.ظ

شهیدی که خستگی را خسته کرده بود : 

شهید حاج اسماعیل حسنی

شهید گرانقدر حاج اسماعیل حسنی از جمله جهادگران متعهد و با اخلاصی بود که در طی جنگ از خود گذشتگی و فداکاریهای زیادی از خود به نمایش گذاشت این شهید بزرگوار  علاقه خاصی به اهل بیت عصمت و طهارت و علی الخصوص به سید الشهدا امام حسین داشتنددر مراسمهای که  برای عزاداری سالار شهیدان برگزار میشد شرکت می جستند و خود نیز در  بر پائی مراسم یاد بود امام حسین نقش فعالانه ای داشتند. شهید حاج اسماعیل حسنی قبل از انقلاب در ساخت مسجد محله خویش که مسجد پنج تن معروف بود همکاری مساعدت  فراوان داشتند و چون در کارهای سخت مهارت داشتند کارهای ساختمانی مسجد را بر عهده گرفتند. بعد از پیروزی انقلاب در مسجد پنج تن پایگاه بسیج را بوجود آوردند تا هم جوان های محل را دور هم جمع کنند و هم اینکه برای اعزام به جبهه و نبرد  با دشمنان قرآن و وطن آنان را آگاه سازد. 

نحوه شهادت  

دوست شهید می گوید  یک شب به عملیات مانده بود  ما اطلاع یافتیم که  باید  قسمتی از جاده اصلی را به جاده وصل کرده و برای عبور رزمندگان مهیا کنیم. هوا تقریبا گرگ و میش بود. عراقی ها که از حضور ما اطلاع یافته  بودند مدام با خمپاره  ما را هدف قرار می دادند و لی ما با بی توجهی به خطر و خمپاره فقط به یک چیز می اندیشیدیم،  عملیات و پیروزی  در عملیات؛ در اواخر کار زمانی که ما دستگاه ها و بولدوزر ها را به محل امنی انتقال می دادیم حاج اسماعیل حسنی کمی دورتر از ما مشغول جابجایی وسایل بود که ناگهان گلوله توپی  به محلی که وی در آنجا بودند اصابت کرد.  زمانی  که ما بالای سر ایشان رسیدیم سر تا پای این شهید عزیز غرق خون گشته بود.  

شهید بزرگوار با زحمت زیاد از دره ای که بر اثر اصابت توپ به ته آن پرتاب شده بودند خود را بالا کشیده بودند گویا ایشان می دانستند  ما دو نفر  با توان اندکمان قدرت جابجائی تن تنومند اسماعیل را نداریم. 

ایشان حتی بعد از زخمی شدن  هم در فکر و آسایش ما بودند  حاج اسماعیل حسنی بعد از رسیدن به بیمارستان به درجه رفیع شهادت نائل گشتند و همانگونه که آرزو داشتند به ندای هل من ناصر امام و حسین زمانشان جواب داده  و در جوار حق گویان و وحق پویان راه اسلام قرار گرفتند و شهید شدند. 

شهید حاج اسماعیل حسنی

خاطراتی درباره شهید 

دوستان و  همسنگران شهید از فداکاری و ایثار ایشان حرفهای زیادی برای گفتن دارند. حرف های که شنیدنش هر انسان با انصافی به اعتراف این نکته وا می دارد که شهیدان اسوه صبر و ایثارند. 

برادر سیوانی در مورد حاج اسماعیل حاج اسماعیل چنین می گویند:  در عملیات بدر  ما به عنوان گروه نجات ایفای نقش میکردیم و حاجی مسئول گروه نجات بودند. وظیفه عهده  گروه نجات کمک به ماشین ها و دستگاه هایی بود که آسیب می دیدند و وظیفه تعمیر این دستگاها را بر عهده داشتند. در طی عملیات من ماشین های زیادی را دیدم که پنچر شده بودند و راه اندازی آنان زمان و وقت زیادی را صرف می کرد و من به همراه چند نفر دیگر از جهادگران در فکر جهاد بودیم که بتوانیم در اسرع وقت و کوهتاهترین مدت اتومبیل ها را آماده حرکت سازیم. در همین حین شهید را دیدم  که تو یتا را پر از لاستیک کرده و با شتاب و دقت اتوبیل ها را یکی یکی آماده حرکت می سازد  ما از سرعت عمل حاجی در شگفت شدیم و او با لبخند جوابمان داد در جنگ هیچ گاه نباید وقت را تلف کرد.  

یکی دگر از همسنگران  شهید حاج اسماعیل می گویند: حاجی بدلیل اندام و هیکل ورزیده و درشتی که داشتند کمک بسیار خوب برای ما محسوب می شدند و بدون ایشان اکثر کارهای سنگین معلق می ماند.  

حاجی با گذشت و ایثار کار می کردند بر ایشان خستگی مفهوم نداشت  او عاشق امام بود و شیفته ولایت فقیه. 

همسنگر شهید می گوید: در زمانی که ما مشغول ساخت جاده ای بودیم  که از طریق آن می بایست رزمندگان مجروح را به پشت جببه انتقال می دادیم حاجی با دیدن وضعیت مجروحان و امکانات محدود ناراحت می شد و می گفت: ما باید شب و روز کار کنیم تا این جاده درست شود ایشان از نایلون لباس هایی برای ما درست می کرد. تا مبادا در سرما دست از کار بکشیم و با توجه به اینکه  پر قدرت بود به تنهایی کنده های درختان را می کند و آتش روشن می کرد  و مشغول کار می شد.   

منبع :جهان نیوز

  • فتیان

جهادگز

شهید

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی